تبلیغات
***شاپرک عاشق*** - من منتظرم
"در پر شگفتن در فضا چون یک غزل می خوانمت"

صبور بودن سخت ترین كار دنیا می شود

وقتی عشق بیاید و خواستن امانت ندهد!

وقتی پای رفتن به میان بیاید

هیچ چیز این جا خوب نیست!

اما من منتظرم...

صبر میكنم به خاطر صدای قلبت كه ریتم خوشبختی برایم می زند

صبر میكنم به امید خانه ی كوچمان! اتاق خواب قرمز وسیاه رنگی كه

دنیای تازه برایم رقم می زند.

امیدوارم به روزهایی كه قرار است كنار تو از خواب بیدار شوم و

شبهایی كه باتو بخوابم.

به غروبهایی كه قرار است در آغوشم بگیری و تلویزیون نگاه كنی

من خوشحالم و خوشبخت به خاطر تو به خاطر آینده

به خاطر وجودت كه قرار است در من بار بگیرد و رشد كند كه ثمره عشق ما شود

اتاقش پرشود از نوشته های مادرش و گوشش پراز صدای مهربان پدرش

حاصل انتظار من ،خوبی تو و عشق ما عجب دختر زیبایی شود

عجب دختر زیبایی .....!








نوشته شده در تاریخ یکشنبه 16 تیر 1392 توسط nahid
من کیم؟
می دانی من کیم؟من سمان اشک سرد آسمانم،نقش دردی به دیوار زمانم،بی سرانجام و بی نام و نشانم.چون غباری جدا از کاروانم.من همونم که همیشه غم و غصه اش بی شماره.اونی که تنهاترینه حتی سایه هم نداره.این منم که عشقمو هرگز کسی نشناخته،اون که در راه عاشقی سمر هستی اش رو باخته.حالا شناختی؟




************
گفته بودم با تو
گفته بودم با تو
ای همه مستی و شیدایی من
گفته بودم با تو
ای همه مونس تنهایی من
نفسم بی تو نفس نیست
گل نازم
دل من سنگ و قفس نیست
دل من در به در خانه توست
دا من رهگذر کوچه مستانه توست
دل من می تپد از یاد تو باز
دل من می کشد از چشم تو ناز
گفته بودم و می گویم باز
به تو محتاجم و معتاد
وهمین بود
قصه عشق مسیحایی من
معنی عفت و رسوایی من
گفته بودم
لیک می گویم باز
که تویی دلیل شیدایی من.

**************
شب است و غربت و دلتنگی من
شکوه شِکوه ها افتاده بر تن
دلم از واژه غربت کبود است
تمام بودنم بی تو نبود است
رخ تنهاییم بیمارو زرد است
عبور لحظه ها سنگین و سرد است
هجوم بی کسی بیداد کرده
دل از دلواپسی دنیای درده

****************

اگر ماه بودم،به هر جا که بودم
سراغ ترا از خدا می گرفتم
وگر سنگ بودم،به هر جا که بودی
سر رهگذر تو جا می گرفتم
اگر ماه بودی-به صد ناز شاید
شبی بر لب بام من می نشستی
وگر سنگ بودی،به هر جا که بودم
مرا می شکستی،مرا می شکستی!

************
من سکوت خویش را گم کرده ام
لاجرم در این هیاهو گم شدم
من،که خود افسانه می پرداختم
عاقبت افسانه مردم شدم
ای سکوت ای مادر فریادها
ساز جانم از تو پرآوازه بود
تا در آغوش تو،راهی داشتم
چون شراب کهنه،شعرم تازه بود
در پناهت برگ و بار شکفت
تو مرا بردی به شهر یادها
من ندیدم خوش تر از جادوی تو
ای سکوت،ای مادر فریادها!
گم شدم در این هیاهو،گم شدم
تو کجایی تا بگیری داد من؟
گر سکوت خویش را می داشتم
زندگی پر بود از فریاد من!

**********
عاشقان
آرشیو
دوستان
ناگفته ها
بازدیدها
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


Ads by Ydc.ir