تبلیغات
***شاپرک عاشق*** - دوستم داشتی
"در پر شگفتن در فضا چون یک غزل می خوانمت"

 

بخاطر تمام محبتی که روا داشتی

 

بخاطر تمام صداقتی که نشانم دادی

 

بخاطر تمام لذتی که به زندگیم بخشیدی

 

بخاطر تمام اشتباهاتی که نادیده گرفتی

 

بخاطر هر رویایی که به حقیقت رساندی

 

بخاطر تمام عشقی که در تو یافتم

 

تا ابد از تو سپاسگذار خواهم بود

 

عزیزم؛تو تنها کسی هستی که مرا بر گرفتی

 

هرگز مگذاشتی فروافتم

 

تو تنها کسی هستی که مرا در هر جا یاری رساندی

 

نیروی من بودی هنگامیکه ضعیف بودم

 

صدای من بودی هنگامی که نمی توانستم سخنی بگویم

 

چشمانم بودی هنگامیکه نمی توانستم ببینم

 

به من ایمان دادی چرا که باور داشتی

 

همه چیز،من هستم

 

چرا که دوستم داشتی

 

مرا بال بخشیدی و مرا به پرواز واداشتی

 

هنگامیکه دستانم را لمس کردی

 

 می توانستم آسمان را لمس کنم

 

ایمانی را که از دست داده بودم،به من بازگرداندی

 

و گفتی،هیچ ستاره ای دور از دسترس نیسست

 

در کنارم ایستادی و من سرافراز ایستادم

 

با تمام وجود،عشقت را در سر داشتم

 

سپاسگزارم،برای هر روزی که به من بخشیدی

 

ممکن است قدر آن را ندانم

 

اما این را می دانم که حقیقت دارد

 

خوشبخت بودم،زیرا عاشق تو بودم

 

همیشه در کنارم بودی

 

و همچو بادی مهربان مرا نگاه داشتی

 

نوری در تاریکی،عشق تو را در زندگیم تاباند

 

تو الهام بخش من هستی

 

در میان تمام دروغها،تو حقیقت بودی

 

دنیای من بهتر است فقط به خاطر تو

 

                           

             " تقدیم به بهترینم، دوستت دارم تا ابد "  




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 7 اردیبهشت 1389 توسط nahid
من کیم؟
می دانی من کیم؟من سمان اشک سرد آسمانم،نقش دردی به دیوار زمانم،بی سرانجام و بی نام و نشانم.چون غباری جدا از کاروانم.من همونم که همیشه غم و غصه اش بی شماره.اونی که تنهاترینه حتی سایه هم نداره.این منم که عشقمو هرگز کسی نشناخته،اون که در راه عاشقی سمر هستی اش رو باخته.حالا شناختی؟




************
گفته بودم با تو
گفته بودم با تو
ای همه مستی و شیدایی من
گفته بودم با تو
ای همه مونس تنهایی من
نفسم بی تو نفس نیست
گل نازم
دل من سنگ و قفس نیست
دل من در به در خانه توست
دا من رهگذر کوچه مستانه توست
دل من می تپد از یاد تو باز
دل من می کشد از چشم تو ناز
گفته بودم و می گویم باز
به تو محتاجم و معتاد
وهمین بود
قصه عشق مسیحایی من
معنی عفت و رسوایی من
گفته بودم
لیک می گویم باز
که تویی دلیل شیدایی من.

**************
شب است و غربت و دلتنگی من
شکوه شِکوه ها افتاده بر تن
دلم از واژه غربت کبود است
تمام بودنم بی تو نبود است
رخ تنهاییم بیمارو زرد است
عبور لحظه ها سنگین و سرد است
هجوم بی کسی بیداد کرده
دل از دلواپسی دنیای درده

****************

اگر ماه بودم،به هر جا که بودم
سراغ ترا از خدا می گرفتم
وگر سنگ بودم،به هر جا که بودی
سر رهگذر تو جا می گرفتم
اگر ماه بودی-به صد ناز شاید
شبی بر لب بام من می نشستی
وگر سنگ بودی،به هر جا که بودم
مرا می شکستی،مرا می شکستی!

************
من سکوت خویش را گم کرده ام
لاجرم در این هیاهو گم شدم
من،که خود افسانه می پرداختم
عاقبت افسانه مردم شدم
ای سکوت ای مادر فریادها
ساز جانم از تو پرآوازه بود
تا در آغوش تو،راهی داشتم
چون شراب کهنه،شعرم تازه بود
در پناهت برگ و بار شکفت
تو مرا بردی به شهر یادها
من ندیدم خوش تر از جادوی تو
ای سکوت،ای مادر فریادها!
گم شدم در این هیاهو،گم شدم
تو کجایی تا بگیری داد من؟
گر سکوت خویش را می داشتم
زندگی پر بود از فریاد من!

**********
عاشقان
آرشیو
دوستان
ناگفته ها
بازدیدها
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


Ads by Ydc.ir