تبلیغات
***شاپرک عاشق*** - صدای تو
"در پر شگفتن در فضا چون یک غزل می خوانمت"

 تو کوچه امون صدای تو،صدای خنده های تو

 

 دیگه شنیده نمی شه،رفتی برای همیشه

 

 چشمات برام یه قصه گفت،یه قصه از یه غصه گفت

 

 یه قصه از جدایی ها،آخر آشنایی ها

 

 گفتی قفس تنگِ برام،رنگها چه بی رنگِ برام

 

 گفتی هوای تازه نیست،خونه برات اندازه نیست

 

 گفتی دیگه خسته شدی،طاووس پر بسته شدی

 

 گفتی که آغاز می خوای،سرود پرواز می خوای

 

 می خوای بری به اوجها،رو بال نرم موجها

 

 گفتی که عشق من کَمِ،حرفات برام پر از غمِ

 

 تو سینه قلبِ من شکست،رو بومِ دل غروب نشست

 

 

 انگار دارم خواب می بینم،مهتاب و روآب می بینم

 

 چگونه باور بکنم،غصه رو از بَر بکنم

 

 عطر تنت تو خونه نیست،تو زندگیم بهوونه نیست

 

 حتی دیگه نمی تونم،زلفامو شونه بکنم

 

 گل روی موهام بزنم،یا حتی حس کنم زنم

 

 عکست هنوز رو طاقچمِ،انگار باهام حرف می زنه

 

 اما نمی دونه دارم،از غصه دیوونه می شم

 

 خدا کنه صدای من،صدای گریه های من

 

 یه روز به گوشت برسه،بهت بگه دیگه بسه

 

 پرنده جون بیا خونت،بیا تو آشیونت

 

 جفتت هنوز منتظره،چشماش همیشه به درِ

 

 جفتت هنوز منتظره،چشماش همیشه به درِ

                                          

                                               "مسعود فردمنش"

 

                 




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 فروردین 1389 توسط nahid
نمایش نظرات 1 تا 30
من کیم؟
می دانی من کیم؟من سمان اشک سرد آسمانم،نقش دردی به دیوار زمانم،بی سرانجام و بی نام و نشانم.چون غباری جدا از کاروانم.من همونم که همیشه غم و غصه اش بی شماره.اونی که تنهاترینه حتی سایه هم نداره.این منم که عشقمو هرگز کسی نشناخته،اون که در راه عاشقی سمر هستی اش رو باخته.حالا شناختی؟




************
گفته بودم با تو
گفته بودم با تو
ای همه مستی و شیدایی من
گفته بودم با تو
ای همه مونس تنهایی من
نفسم بی تو نفس نیست
گل نازم
دل من سنگ و قفس نیست
دل من در به در خانه توست
دا من رهگذر کوچه مستانه توست
دل من می تپد از یاد تو باز
دل من می کشد از چشم تو ناز
گفته بودم و می گویم باز
به تو محتاجم و معتاد
وهمین بود
قصه عشق مسیحایی من
معنی عفت و رسوایی من
گفته بودم
لیک می گویم باز
که تویی دلیل شیدایی من.

**************
شب است و غربت و دلتنگی من
شکوه شِکوه ها افتاده بر تن
دلم از واژه غربت کبود است
تمام بودنم بی تو نبود است
رخ تنهاییم بیمارو زرد است
عبور لحظه ها سنگین و سرد است
هجوم بی کسی بیداد کرده
دل از دلواپسی دنیای درده

****************

اگر ماه بودم،به هر جا که بودم
سراغ ترا از خدا می گرفتم
وگر سنگ بودم،به هر جا که بودی
سر رهگذر تو جا می گرفتم
اگر ماه بودی-به صد ناز شاید
شبی بر لب بام من می نشستی
وگر سنگ بودی،به هر جا که بودم
مرا می شکستی،مرا می شکستی!

************
من سکوت خویش را گم کرده ام
لاجرم در این هیاهو گم شدم
من،که خود افسانه می پرداختم
عاقبت افسانه مردم شدم
ای سکوت ای مادر فریادها
ساز جانم از تو پرآوازه بود
تا در آغوش تو،راهی داشتم
چون شراب کهنه،شعرم تازه بود
در پناهت برگ و بار شکفت
تو مرا بردی به شهر یادها
من ندیدم خوش تر از جادوی تو
ای سکوت،ای مادر فریادها!
گم شدم در این هیاهو،گم شدم
تو کجایی تا بگیری داد من؟
گر سکوت خویش را می داشتم
زندگی پر بود از فریاد من!

**********
عاشقان
آرشیو
دوستان
ناگفته ها
بازدیدها
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


Ads by Ydc.ir