تبلیغات
***شاپرک عاشق***
"در پر شگفتن در فضا چون یک غزل می خوانمت"


تو مرا آزردی ...

كه خودم كوچ كنم از شهرت ...

تو خیالت راحت !

میروم از قلبت ...

میشوم دورترین خاطره در شبهایت ...

تو به من میخندی ...

وبه خود می گویی : باز می اید

و میسوز از این عشق ولی ...

برنمی گردم ، نه!!!!!

میروم انجا كه دلی بهر دلی تب دارد ...

عشق زیباست و حرمت دارد ....






نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 آبان 1395 توسط nahid


صبح

یعنی

طلوع دوباره تو

درجان من

امروز هم

سرشار از دوست داشتن توام

مثل دیروز

مثل فردا




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 اسفند 1394 توسط nahid


 " دوستت دارم "


رازیست ...


كه درمیان حنجره ام


دق می كند


وقتی تو نیستی !






نوشته شده در تاریخ سه شنبه 11 اسفند 1394 توسط nahid


چشمانت را كه می بینم

حرفهایم غزل می شود

بی بهانه نیست این عاشقانه ها

حالتی دارد نگاهت

كه زیرو رو  می كنو قلبم را ....




نوشته شده در تاریخ شنبه 8 اسفند 1394 توسط nahid


معنای زنده بودن من

با تو بودن است

نزدیک، دور

سیر، گرسنه

رها، اسیر

دلتنگ، شاد

آن لحظه ای که بی تو سر آید، مرا مباد

مفهوم مرگ من

در راه سرافرازی تو

در کنار تو

مفهوم زندگی است

معنای عشق نیز

در سرنوشت من

با تو

همیشه با تو

برای تو

زیستن

است






نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 اسفند 1394 توسط nahid


گفتند :

دلتنگیهایت را به برگ بسپار ...

پاییز می ریزد ...

سپردم ...

اما ندانستم ...

درخت دلتنگیهای من كاج است ...




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 آبان 1394 توسط nahid



و زندگی

از آنجایی معنی پیدا كرد

كه اسم تو ...

فكر تو ...

با بند بند جسم و روحم ...

عجین شد !!!









نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 شهریور 1394 توسط nahid
(تعداد کل صفحات:9)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

من کیم؟
می دانی من کیم؟من سمان اشک سرد آسمانم،نقش دردی به دیوار زمانم،بی سرانجام و بی نام و نشانم.چون غباری جدا از کاروانم.من همونم که همیشه غم و غصه اش بی شماره.اونی که تنهاترینه حتی سایه هم نداره.این منم که عشقمو هرگز کسی نشناخته،اون که در راه عاشقی سمر هستی اش رو باخته.حالا شناختی؟




************
گفته بودم با تو
گفته بودم با تو
ای همه مستی و شیدایی من
گفته بودم با تو
ای همه مونس تنهایی من
نفسم بی تو نفس نیست
گل نازم
دل من سنگ و قفس نیست
دل من در به در خانه توست
دا من رهگذر کوچه مستانه توست
دل من می تپد از یاد تو باز
دل من می کشد از چشم تو ناز
گفته بودم و می گویم باز
به تو محتاجم و معتاد
وهمین بود
قصه عشق مسیحایی من
معنی عفت و رسوایی من
گفته بودم
لیک می گویم باز
که تویی دلیل شیدایی من.

**************
شب است و غربت و دلتنگی من
شکوه شِکوه ها افتاده بر تن
دلم از واژه غربت کبود است
تمام بودنم بی تو نبود است
رخ تنهاییم بیمارو زرد است
عبور لحظه ها سنگین و سرد است
هجوم بی کسی بیداد کرده
دل از دلواپسی دنیای درده

****************

اگر ماه بودم،به هر جا که بودم
سراغ ترا از خدا می گرفتم
وگر سنگ بودم،به هر جا که بودی
سر رهگذر تو جا می گرفتم
اگر ماه بودی-به صد ناز شاید
شبی بر لب بام من می نشستی
وگر سنگ بودی،به هر جا که بودم
مرا می شکستی،مرا می شکستی!

************
من سکوت خویش را گم کرده ام
لاجرم در این هیاهو گم شدم
من،که خود افسانه می پرداختم
عاقبت افسانه مردم شدم
ای سکوت ای مادر فریادها
ساز جانم از تو پرآوازه بود
تا در آغوش تو،راهی داشتم
چون شراب کهنه،شعرم تازه بود
در پناهت برگ و بار شکفت
تو مرا بردی به شهر یادها
من ندیدم خوش تر از جادوی تو
ای سکوت،ای مادر فریادها!
گم شدم در این هیاهو،گم شدم
تو کجایی تا بگیری داد من؟
گر سکوت خویش را می داشتم
زندگی پر بود از فریاد من!

**********
عاشقان
آرشیو
دوستان
ناگفته ها
بازدیدها
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


Ads by Ydc.ir